مستراح نامه!

  عمر من دائم در این ره شد تباه / تا بیابم در خیابان مستراح

می‌نشینم در اداره تا غروب / می‌خورم چایی پیاپی رابراه

بعد از آن در راه خانه ناگهان / می‌شود دنیا به چشمانم سیاه

درد بسیاری تحمل می‌کنم / فاش گویم می‌شوم من زابراه!

هرچه می‌گردم نمی‌یابم موال / کی شود آماده اسباب رفاه؟

کاش پر می‌شد جهان از مستراح / در خیابان، جاده، حتی توی ماه!

تا نویسم بر درش با خط خوش / شعر نو، شعر سپید، شعر سیاه!

می‌شود در مستراح اندیشه کرد / سوژه پیدا کرد در آن گاه گاه

مستراح آری اتاق فکر هست / بهتر از آن می‌شناسی جایگاه؟

مستراح حتی اتاق خواب هست / بهر یک عده فقیر بی‌پناه

می‌توان محصول آن را کود کرد / تا بروید سبزه و گل یا گیاه

ای‌که می‌خوانی تو این شعر مرا / جوک نگفتم تا بخندی قاه قاه!

هرکه بر من خندد و بر شعر من / گیر می‌افتد چو من در بین راه

با فشاری می‌جهد از جا و بعد / می کند شلوار خود را او تباه !!!!!!!!!



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٠ | ۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : روح اله | نظرات ()
  • فروش بک لینک | بک لینک