یارو سبیل کلفته داشته تو یک جمعی تعریف میکرده که آره ما با کاروان

داشتیم میرفتیم،

یه دفعه هزارتا راهزنا ریختن همه ملت رو یا کشتن یا کردن!   


بعد نگاه میکنه می‌بینه بقیه دارند چپ چپ نگاش می‌نند،


برمیگرده میگه: البته ما رو کشتن!

 

قهقهه



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۳ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : روح اله | نظرات ()
  • فروش بک لینک | بک لینک